گروهى از نويسندگان
نور الوحده مغربى 100
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
مگر با مخصوصان خود اى سيد به اولاد و غلام و بيگانه و آشنا و دشمن و دوست آشنائى به وحدت بايد كرد و همه را به نظر اخلاص و به چشم حقيقتبين بايد ديد اى سيّد ) نزاع و جدال مطلق از ميان بردار و انكار را بالكليّه از ميان بردار تا وحدت ظهور نمايد و بسيار سعى بايد كرد تا خشم و غضب سخت ظهور نكند لب و درون چه گنجايش دارد همه معذور بايد داشت چه درون خانه چه بيرون خانه و با فرزندان و متعلقان و بيگانگان مثل آب حيات بايد بود و اگر كسى با تو بدى كند زنهار از آن دل بد نكنى و نرنجى و او را از خود خوش و رضا دارى و مكافات بدى به نيكوئى كنى اين كليست و در طريقت تنها نشستن و تنها بودن دخل تمام در جمعيت دارد اى سيد ) حال طالب از دو حال بيرون نيست يا از تعلقات ظاهر دارد يا نه اگر ندارد معامله آن آسانست او را بايد كه از همه قطع كرده و در خلوت يا صحرا نشيند و به حقيقت خود متوجه شود تا زمانى كه حقيقت متجلى شود و وهم دوئى برخيزد آن زمان بهر روش كه باشد گنجايش دارد و اگر تعلقات ظاهر دارد و حقوق شرعى را متوجه است بايد كه به قدر ضرورت به آن پردازد اما بايد كه اجتناب تمام كند كه خلاف شريعت و طريقت واقع نشود و از ملاحظه وحدت كه حقيقت است بالكليه دافع